خانه / ادبی / قلب مؤمن
مثنوی معنوی مولوی
مثنوی معنوی مولوی

قلب مؤمن

محمدحسین برزویی؛ حافظ : خال مشکین که بر آن عارض گندمگون است        سرّ آن دانه که شد رهزن ـ آدم ـ با اوست

و آن گاه بر – آدمیان – نعمت ارزانی شد که پروردگارت به فرشتگان گفت : من در زمین جانشینی قرار خواهم داد . فرشتگان چون می دانستند موجودی که در زمین زندگی می کند رو به تبهکاری می آورد ، گفتند : آیا در زمین کسانی را می گماری که در آن فساد می کنند و خون ها می ریزند ، در حالی که ما با ستایش تو ، تو را تسبیح می گوییم و تقدیس می کنیم ؟ خداوند گفت : من چیزهایی می دانم که شما نمی دانید .  ( بقره – ۳۰ )

بشنوید از مولوی این داستان

خلقت – آدم و حوا – دوستان

گفت : وَالله عالِمُ السِّر الخَفی

کافرید از خاک آدم را صَفی

در سه ـ گز ـ قالب که دادش وانمود

هر چه در الواح و در اَرواح بود

خداوند – صورتگر ـ که دارای اسرار نهانی است حضرت ـ آدم ـ را از خاک آفرید و او را به جانشینی خود بین فرشتگان و جنیان و ابلیس برگزید. و اندام انسان را سه گز  ( یک گز معادل ۲۴ انگشت است ) تناسب داد . و هر چه در الواح محفوظ و در عالم ارواح ( جان ها ) بود به آدم تعلیم داد و حضرت آدم ، تمام تعالیم الهی را با عقل خود دریافت کرد.

تا ابد هر چه بُود او پیش پبیش

درس کرد از عَلّم الاسماء خویش

خداوند تمام علوم آفرینش – از ازل تا ابد – را به حضرت آدم آموخت. ! آن اَسمائی که با ذکر آن اسماء حوائج مادی و معنوی آدم و فرزندانش مرتفع می شد .

تا مَلَک بی خود شد از تدریس خویش

قدس دیگر یافت از تقدیس خویش

سپس خداوند آن اسماء را بر فرشتگان عرضه کرد و گفت: اگر راست می گوئید که شما شایسته مقام خلافت و جانشینی هستید مرا از آن اسماء با خبر کنید. (بقره – ۳۱) فرشتگان در حال بی خودی گفتند : پروردگارا … ما را دانشی جز آنچه به ما آموخته ای نیست . و خداوند به آدم گفت : اسماء را به فرشتگان خبر بده ، آدم تمام اسماء را به فرشتگان خبر داد . آنگاه خداوند به فرشتگان گفت : بر آدم سجده کنید ! فرشتگان سجده کردند و در تقدیس آدم ، قداست دیگری دریافت کردند !

آن گشادی شان کز آدم رو نمود

در گشاد آسمان هاشان نبود

در فراخی عرصه ی آن پاک جان

تنگ آمد عرصه ی هفت آسمان

گنجایش عقل حضرت آدم در دریافت اسماء الهی بیش از گشایش آسمان ها بود و ظرفیت میدان و گستره ی روح پاک آدم ، هفت آسمان را به تنگ آورد!

گفت پیغمبر که ، حق فرموده است

من نگنجم هیچ در بالا و پَست

در زمین و آسمان و عرش نیز من نگنجم این یقین دان ای عزیز

در دل مومن بگنجم ، ای عجب

گر مرا جویی ، در آن دل ها طلب

سه بیت بالا اشاره به حدیث نبوی دارد که – قلب المومن عرش الرحمن-  قلب مومن از عرش خدا بزرگتر است . و خداوند می فرماید : زمین و آسمان و عرش ، وسعت – وجود – من ندارد اما من در دل مومن جای دارم .

سوال : آیا کل هستی و آفرینش بزرگتر است یا عقل انسان ؟

جواب : عقل انسان بزرگتر است ، چرا که انسان می تواند به وسیله عقل خود ، کل هستی را ادراک کند و معادن و ذخائر آن را به استخدام خود در آورد. سَخّر لَکُم ما فی السَموات وَالارض . (قرآن کریم )

گفت : اُدخُل فی عبادی تَلتقی جَنّۀً مِن روئتی یا متقیّ

حق  »جَلَّ جلالُه«‌ فرمود : داخل قلب مومن بیا ، آنگاه مرا ملاقات می کنی و از روئت و دیدن من بهشتی زیبا می بینی ، ای انسان با تقوا و پرهیزگار.

عرش با آن نور با پهنای خویش

چون بدید آن را برفت از جای خویش

خود بزرگی عرش باشد بس مدید

لیک صورت کیست ! چون معنی رسید

عرش با آن وسعت نور خود ، تا عظمت وجود واجب الوجود را مشاهده کرد ، از جای خود برخاست – و نتوانست حق را در خود جای دهد !- زیرا که عرش با آن همه پهنا و بزرگی «عالَم صورت » است و قلب انسان مومن « عالَم معنی » و اکبر است . !

و امام علی (ع) می فرماید : اَتَزعَمُ اَنَّک جِرمٌ صِغیر و فیکَ ماانطوی عالم الاکبر  . و حُسن ختام از خواجه حافظ خوش کلام :

هشدار که ، گر وسوسه ی نفس کُنی گوش

آدم صفت از روضه ی رضوان بِدر آیی

 

مطلب پیشنهادی

با هدف زنده کردن روحیه انقلابی؛ نمایشگاه مدرسه انقلاب در دبیرستان حاج حسین احمدی کازرون برگزار شد

نمایشگاه مدرسه انقلاب، با هدف تقویت روحیه انقلابی با همکاری اتحادیه انجمن های اسلامی دانش …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.