
گفته شده نتیجهی انتخابات کشورمان ایران به جهت پیچیدگی های اذهان عمومی قابل پیش بینی تحقیقی و حتی تقریبی نیست چرا که اغلب آحاد مردم برای انتخاب نامزد مطلوب خود در شب و روز قبل از زمان رسمی رأی گیری انتخابات و گاه در همان روز و در مواردی در دقایق حضور پای صندوق اخذ رأی تصمیم میگیرندکه به کدامین نامزد یا نامزدان معرفی شده رأی دهند!
قدر مسلم این که یک شخص نمایندهی مجلس هر آنچه به لحاظ شخصیتی، علمی و تجربیات گذشته قَادَر و توانمند باشد، به تنهایی نمیتواند در تصمیمات جمعی مجلس و جهت دهی و تغییر لوایح و طرحها و مصوبات تأثیر پذیر باشد.
آنچه که در تصمیمات خروجی مجلس شورا کارساز است همانا آرای اکثریت مطلق نصف به علاوه یک و در برخی مصوبات آرای سه چهارم جمع نمایندگان میباشد. لذا بزرگترین مغلطهای که در ایام انتخابات توسط نامزدان و هواداران صورت میگیرد این است که واقعیت فرایند تصمیم سازی در مجلس و وظایف ذاتی تقنینی وکلای مجلس را برای مردم تشریح و تبیین نمیکنند!! حتی به مردم نمیگویند وظیفه و توان مندی یک نماینده در جذب سرمایه برای حوزهی انتخابیه و انتصاب و تعویض مسؤولان و مدیران دوایر محلی نیست.
با این حال هر نامزد برای جذب آرای مردم حوزهی انتخابیه به هر وسیلهای حتی ابزار و قواعد غیرقانونی و غیرشرعی و غیراخلاقی و باری به هر جهت، متوسل و متمسّک میگردد!
بعد از روانه شدن به مجلس چون به موکلان خود وعدههای دروغ و ناشدنی و غیر واقعی و خارج از توان مندی وظایف نمایندگی داده است و آن وعدهها هم محقق و اجرایی نشده است لذا به توجیهات بی منطق تقصیر یابی و مقصر نمایی و اتهام پراکنی و حواشی سازی روی میآورند!
از آنجا که نامزدان نمایندگی مجلس شورا در شهرستان کازرون علیالمعمول و علیالمرسوم بر مبنای فرد محوری وکیل مجلس برای جذب آرای مردم تبلیغ میکنند، از واسطههای مختلف برای نزدیک شدن به مردم و معطوف داشتن نظر آنها به سمت خود استفاده میکرده و میکنند. این واسطهها در گذشته بیشتر قدرتهای محلی و یا معتمدین و یا باورهای بومی بود.
نامزد انتخابات برای رأی آوری و رأی جمع کردن سراغ کدخدا و خان و بزرگ قبیله و ایل و محله و منطقه میرفت! میگفتند: هر چه خان بگوید!! و هر چه کدخدا بپسندد!! یا اگر نامزد از خاندان سادات معروف بود آغو آغو(آقا=سرور) میگفتند و از احترام و اعتقاد تودههای مردم به سادات برای رأی جمع کنی استفاده میکردهاند!! از تعصبات محلهای و روستایی و عشیرهای هم برای معطوف کردن نظر و رأی مردم استفاده میکردهاند و هنوز هم!! نامزد روستایی که زادگاهش فلان بخش و منطقه است و یا نامزدی که مثلاً تُرک و یا لُر میباشد نامزدی که شهری است از محلهی بالا یا محلهی مصلی برخواسته است! همهی اینها عوامل روی کرد مردم به سمت نامزدان انتخاباتی بوده است!
بیان خاطرات کودکی دههی چهل از فضای انتخاباتی آن دوران خالی از لطف نیست مرحوم سید عبدالحسین طباطبایی سه دوره نمایندهی شهرستان کازرون در مجلس شورای ملی آن زمان بود احتمالاً اواسط دههی چهل بود که رقابت انتخاباتی میان مرحوم طباطبایی و فرد دیگری به نام ابوطالب مهندس(ایشان معلم زبان انگلیسی بودند) برقرار شده بود از قضا هر دو بومی و زادگاهشان کازرون بود (اگر چه هر دو در تهران سکونت داشتند این که آقای مهندس در قید حیات باشد یا نباشد اطلاع ندارم) باری، هواداران مرحوم طباطبایی که بیشتر از محلهی مصلی بودند در تأیید نامزد خود آغوآغو(اصطلاحی که برای سادات به کار میرود) میگفتند و برای منکوب کردن رقیب ایشان یعنی آقای مهندس که از طایفهی معماران (بنّاها) بود این شعار را سرمیدادند که: بیل و کُلنگ و تیشه بنّا وکیل نمیشه!! آخرین انتخابات دوران طاغوت هم رقابت میان مرحوم طباطبایی و فردی به نام عباس جباری صورت گرفت. جباری نظامی بازنشستهای بود که بخشی از دوران نظامی گری خود را در تیپ مستقر در کازرون سپری کرده بود زادگاه ایشان اساساً شهرستان همدان بود. اما از آن جا که جباری مورد حمایت خوانین امیرعضدی قرار داشت و آنها هم به خاطر اختلافات محلی و تثبیت قدرت محلی خود آبشان با مرحوم طباطبایی در یک جوی نمیرفت لذا به خاطر حمایت خوانین، جباری پیروز انتخابات گردید! متأسفانه برخی گروههای متعصب هوادار خوانین و طباطبایی بارها به خاطر همین مسایل انتخاباتی با هم درگیری شدند!
قابل ذکر است در زمان طاغوت تا قبل از سال ۱۳۵۴ دو حزب سیاسی فرمایشی به نامهای حزب مردم و حزب ایران نوین فعالیت میکرد. دبیرکل حزب مردم باهری و دبیرکل حزب ایران نوین هم عباس هویدا بود که هر دو بعد از انقلاب اعدام شدند.
در کازرون دفتر حزب مردم در منزل مرحوم طباطبایی مستقر بود زیرا که خود ایشان عضو همین حزب بود. دفتر حزب ایران نوین هم در محلهی گنبد(فلکهی چمران فعلی) مستقر بود زیرا که خوانین امیرعضدی اغلب هوادار و عضو این حزب بودند. حال معجون حزبی و محلهگری و قدرت طلبی در انتخابات چه شَلَم شوربایی ایجاد میکرد! تو خود حدیث مفصل بخوان از این مُجمل!! جالب این که در آن همه دعوای انتخاباتی، شهرستان به لحاظ عمران و آبادانی و آموزشی و صنعتی و اجتماعی نه تنها توسعهای نیافت پسرفت هم داشت و مسیر تنها جادهی کوهستانی خاکی شیراز- کازرون منحرف و طولانی گردید.
حتی در دوران سالهای اول دههی پنجاه که به خاطر صادرات شش میلیون بشکهای نفت و افزایش بهای آن از سه دلار به شانزده دلار ثروت هنگفتی برای شاه و دولت هویدا فراهم گردید سهم کازرون از آن ثروت هنگفت اجرای طرح تونل بناف و دیکانک و جادهی آسفالتهی دشت ارژن تنگ ابوالحیات بود که در سال ۱۳۵۴ به سبب کسری بودجهی شدید دولت و عدم تزریق بودجه، عملیات اجرایی نیمه کارهی تونل بناف و عملیات ابتدایی تونل دیکانک برای همیشه تعطیل گردید!!! انشاءا… باز هم در آینده موضوع را پی میگیریم!
هفته نامه شهر سبز سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، هنری، اقتصادی، ورزشی، ادبی استان های فارس، بوشهر و کهگیلویه و بویراحمد