
علی اسدزاده؛ خدا رحمت کند حافظ اسد که در حکومت او دلارشیطان بود.
در سال ۱۳۶۸ محل خدمتم لبنان بود و بنا بر ضرورت ارتباط با عقبه محل خدمت در کشور سوریه، رفت و آمد زیادی به آن کشور داشتیم.
در آن زمان وضع کشور لبنان بسیار آشفته و حکومت مرکزی بسیار ضعیف بود. در واقع حکومت، حکومت احزاب بود و احزاب هم با هم درگیر اختلاف و جنگ بودند. برای نمونه، در شرقیه بیروت دو حزب مهم مسیحی به رهبری سمیر جعجع و میشل عون، و مسیحیان بیروت با حزب ترقیخواه دروزیها به رهبری ولید جنبلاط و در شمال سنیها با علویها در جنگ و اختلاف بودند که این جنگ و درگیریهای داخلی باعث خسارتها و ویرانیهای زیاد شده بود. حتی در جنوب بین شیعیان حزب امل و حزبا… اختلافات شدید بود که گاهی به درگیریهای مسلحانه میانجامید و در آن زمان همین آقای میشل عون، دوست امروز و دشمن آن روز هم رئیسجمهور بود. در چنین موقعیت و وضعیتی، طبیعی است که ارزش پول ملی نهایت تنزل را داشته باشد. آن روزها برابری یک دلار آمریکا در مقابل لیر لبنان بین ۶۵۰ تا ۷۰۰ لیر در نوسان بود، بهطوری که در بازار لبنان خرید و فروش و معاملات بهطور عادی و معمولی با دلار انجام میگرفت ولی در سوریه، با اینکه کشور سوریه مرتب مورد تهدید و تعدی و تجاوز رژیم صهیونیستی بود و همواره تحت فشار آمریکا و کشورهای غربی و کشورهای مرتجع عرب قرار داشت با قاطعیت در تثبیت ارزش پول ملی خود میکوشید و مواظبت سرسختانه داشت و دولت و ملت با دلار به عنوان یکی از مظاهر شیطان برخورد میکردند. جمعی بر این باور داشتند و عدهای هم ممکن بود از روی ترس، ولی به هر حال نقش سوء اقتصادی آن را تحت کنترل داشتند.
اگر کسی پول سوری تمام کرده بود و یا کم داشت و فرصت تبدیل از راه قانونی نبود و میخواست با دلار معامله کند سریع میگفتند شیطان شیطان، برو برو و عذر مشتری را میخواستند. برای همه جا افتاده بود که عملاً با مظاهر استکبار از جمله دلار بهعنوان مظاهر شیطان برخورد نمایند و مهمتر از همه قاطعیت در کار است که داشتند و همه حساب میبردند، ولی اوضاع و احوال دولتمردان ما در این موضوع و موضعات دیگر را که میبینیم جای تأسف است.
از همان سالهای دههی اول انقلاب که بررسی شود میبینیم که دولتها با بیتدبیری و سادگی با این موضوع برخورد کردند ولی شکی نیست دستهای خائنی هم پشت این برنامهها بودهاند.
به پیش از پیروزی انقلاب که نگاه میکنیم اصلاً مسئلهی سکه و دلار در بین عامه مردم مطرح نبود و بسیاری از مردم نمیدانستند دلار چیست.
در دولت میرحسین موسوی بود که سکه و دلار مطرح شد. یادمان نرفته هر مسافری که به خارج میرفت مقداری ارز به او تعلق میگرفت که پس از سفر زیارتی، سیاحتی و یا خوشگذرانی و عیاشی، بابت فروش ارز اضافی، سودی هم عایدشان میشد (و این یعنی خارج کردن ثروت ممکلت و ایجاد اشتغال و بازار ارزی کاذب) و تشویق عدهای که باید این فرصت مغتنم شمرد و سفری به خارج رفت. همان روزها بود که برخی هم فکر میکردند کسی که این طرح را داده خادم است یا خائن؟ عقل دارد یا بازیچه نفوذیهای ضدانقلاب شدهاند و حراج کردن بیتالمال و مردم مستضعفی که توان همین مسافرتها را هم ندارند به نفع متمولین و زرنگها کاری عادلانه است و گاهی این ترفند گران کردن سکه و ارز و شکستن ارزش پول ملی یک حیله دولت هم شاید باشد برای نجات ندانمکاریها و بدهکاریهای خود که در هر صورت به ضرر ملت بوده است.
تا امروز که با این بیتدبیریها یا ندانمکاریها یا خیانتها، خزانه ملکت را (طلا و دلار) را به حراج گذاشته و نظام حاصل از خون صدها هزار شهید را با مشکل جدی روبهرو کردهاند و حالا دیگر راه علاج، هوشیاری و مقاومت و پایدای مردم پای انقلاب و نظام جمهوری اسلامی و عمل به رهنمونهای ولیفقیه است، باشد تا با توفیقات الهی بتوان با اتحاد و همبستگی هرچه بیشتر و حمایت و همراهی مسئولان متعهد و مخلص و دلسوز بر این مشکلات فائق آمد و در آینده با توجه به ملاک و معیارهائی که امام راحل (رض) در وصیتنامه سیاسی الهی خود و مقام مغظم رهبری در سخنرانیها رهنمون فرموده و میفرمایند در انتخاباتها، به دنبال انتخاب اصلح از بین صالحین مؤمن و متعهد و دلسوز و توانا و صادق و انقلابی باشیم تا نظام در جهت اسلام ناب، استقلال و اقتدار هرچه بیشتر و آینده بهتر به پیش رود.
هفته نامه شهر سبز سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، هنری، اقتصادی، ورزشی، ادبی استان های فارس، بوشهر و کهگیلویه و بویراحمد