خانه / اجتماعی / مروری بر زندگی محمدعلی فرشته حکمت
رمان گرازها/ محمدعلی فرشته حکمت
رمان گرازها/ محمدعلی فرشته حکمت

مروری بر زندگی محمدعلی فرشته حکمت

علی اکبر فرشته حکمت؛ هفته‌ی قبل شاهد غروب عمر شاعر و نویسنده‌ی دیگری از کازرون شهر سبز و باستانی دیار سلمان فارسی بودیم لذا شارش کلمات و جملات تراوشات قلم و فکر و دل ایشان بر بستر صفحات کاغذ و کتابت متوقف گردید برای معرفی بیشتر تبار شادروان استاد محمد علی فرشته حکمت ملقب به فیثا به نوشتار خودش متوسل می‌شوم آن‌جا که در گفت و گوبا مدیر انتشارات کازرونیه(جناب عماد الدین شیخ الحکمایی) از دوران متلاطم زندگی‌اش سخن‌ها گفته است؛
محمد علی فرشته حکمت فرزند مرحوم حبیب اله مشهور به حاج فرشته(از سلسله خاندان حکما که در امور چشم پزشکی اشتهار داشته) به تاریخ ۱۴/۲/۱۳۱۴ خورشیدی و در خانواده‌ای سنتی، مذهبی در شهرستان کازرون متولد شد. از طرف مادری نوه‌ی شادروان سید عبدالوهاب سعیدی از شاعران نامی کازرون است که دارای چندین مجموعه‌ی شعر در قالب‌های مختلف شعری و منقبت ائمه‌ی اطهار (ع) و اشعار عرفانی و نیز طنز می‌باشد. به خاطر اوضاع و احوال و شرایط اجتماعی فرهنگی اقتصادی دو دهه‌ی ۲۰ و ۳۰ ایشان به سال ۱۳۲۲ و در سن ۸ سالگی تحصیلات خود را از مکتب خانه‌های قدیم آغاز می‌کند. در آن مقطع زمانی در کازرون فقط دو باب مدرسه دولتی (دبستان شش پایه ابتدایی جلوه و دبیرستان متوسطه شاپور) وجود داشت که مرحوم فیثا به سال ۱۳۲۵ یعنی در سن ۱۱ سالگی با وساطت و همت معلم دل سوز و متعهد شادروان محمد حسن ادیبی و با یک امتحان سر دستی، در کلاس چهارم ابتدایی دبستان جلوه ثبت نام می‌شود و در سال ۱۳۲۸ با نمرات بالا از آن مدرسه موفق به گرفتن مدرک ششم( پایان دوره ابتدایی) می‌گردد. مدرکی که در آن دوران پایه استخدام در کلیه‌ی دوایر دولتی و کشوری و لشکری بود. علی رغم مخالفت خانواده با پافشاری و سماجت بی حد و حصر خودش به سال ۱۳۳۰ موفق به ثبت نام در کلاس اول دبیرستان شاپور (شهید بستانپور فعلی) می‌شود و سال ۱۳۳۱ با کارنامه قبولی در کلاس دوم دبیرستان ثبت نام می‌کند اما دیگر هرگز به مدرسه نمی‌رود . سال ۱۳۳۱ که مصادف با دولت قوام السلطنه و بحران‌های سیاسی مملکت و مسئله‌ی مصدق و کاشانی و نفت و سایر وقایع آن سال‌ها بود.درگیری‌های داخل مجلس شورا و حرکت‌های حزب توده و جبهه‌ی ملی و بگیر و ببندهای رکن دوم ارتش باعث می‌گردید مدارس و دانش آموزان را بیش از هر ارگان دیگری تحت تأثیر قرار دهد و این شد که برای فیثا و هم کلاسی‌های هم سن و سال ایشان مدرسه بی مدرسه به شعار نویسی روی در و دیوار و فعالیت‌های سیاسی روی می‌آورد در آن مقطع مرحوم استاد محمد علی ۱۸ ساله شده بود.
پس از ترک تحصیل فیثا به ورزش و مطالعه و حضور در زورخانه گرایش پیدا می‌کند و شب ها در پرتوی نور فانوس دریایی (در آن مقطع دهه۳۳ هنوز اکثر خانه‌های شهر برق نداشت) تا دیر وقت به مطالعه‌ی کتاب می‌پرداخت و از هر جایی هر کتابی به دستش می‌رسید آن را مطالعه می‌کرد. از آن جا که در کازرون کتاب خانه‌ای نبود دست رسی به کتاب در آن مقطع زمانی کار ساده‌ای نبود. دکه‌ی کوچکی در میدان خیرات قدیم متعلق به مرحوم آقای آمالی بود که کتاب کرایه می‌داد و افراد اهل مطالعه معمولا به آن جا مراجعه می‌کردند کرایه‌ی هر جلد کتاب شبی ده شاهی ( نیم ریال) بود. مرحوم محمدعلی فرشته حکمت در خصوص سیر مطالعاتی خود می‌گوید: اگر چه مطالعات من غیر روشمند و بدون مربی و راهنما بود اما به مرور در یک فرآیند طولانی سمت و سوی خود را پیدا کردم و بر سه پایه‌ی اصلی یعنی فلسفه، اسطوره، روانشناسی استوار شد و ادامه می‌دهد که هیچ گاه خود را در چار چوب این یا آن ایدئولوژی مقید و محصور نداشته‌ام و پرواز در افق های گوناگون بدون وابستگی های ذهنی و روانی از خاصیت فطری و ذاتی خود می‌دانم.
-مرحوم فیثا فرشته حکمت به سال ۱۳۳۲ در سن ۱۸ سالگی به خدمت نظام وظیفه اعزام می‌شود و در شهریور ۱۳۳۴ از خدمت ترخیص می‌گردد. بعد از چند ماه سرگردانی و بی کاری و تحت شرایط خاصی که مطلوب او نبود وارد سازمان ژاندارمری کل کشور( یکی از شاخه های نیروی انتظامی آن زمان) و در آن جا با درجه گروهبان سومی استخدام می‌شود و در نقاط مختلف کشور با سمت فرماندهی پاسگاه مشغول به کار می‌گردد چون کار در چنین محیطی را برخلاف روحیه‌ی خود می‌بیند یک بار تصمیم می‌گیرد از این شغل فرار و به خارج از کشور مهاجرت کند که تصمیم او لو می‌رود و به نقطه‌ای تبعید می‌گردد. به سال ۱۳۳۸ در کازرون و در ۲۴ سالگی با دختر خاله‌اش ازدواج می‌کند که نتیجه‌ی آن ۶ فرزند (پنج پسر و یک دختر) می‌باشد. بعد از بارها جابه جایی در پاسگاه‌های نقاط مختلف کشور سر انجام به گروهان نورآباد اعزام و به عنوان رئیس پاسگاه مرکزی آن جا مشغول به کار می‌شود. این زمان مصادف با انقلاب به اصطلاح سفید شاه و تقسیم اراضی ملاکان بود. در این زمان میان استاد و فرمانده‌ی گروهان بر سر آزاد سازی یکی از چریک‌های محلی بگومگوی تندی در می‌گیرد که منجر به مشاجره و کتک کاری می‌گردد لذا علیه ایشان به عنوان عامل بازدارنده‌ی منویات شاه پرونده‌ای تشکیل وضمن اخراج از کار به دوسال زندان محکوم می‌شود.
مرحوم فیثا خودش اظهار می‌دارد که مدت چهار ماه در زندان قزوین بوده است و سپس به مدت ۱۳ ماه در زندان قرون وسطایی بوشهر که سلولی ۲ در ۱٫۵ متری بود؛ سپری کردم.
-اولین جوشش‌های ادبی محمدعلی فرشته حکمت از همین زندان شروع می‌شود و اولین سروده را برای همسرش به صورت شعر بلند « یاور همیشه مؤمن» می‌سراید سروده ای که توسط یکی از هم بندی‌هایش به سرقت می‌رود.
-فیثا بعد از آزادی از زندان به سال ۱۳۵۲ به کازرون می‌آید در آن مقطع اعضای انجمن امور دینی( معنویان، مکارم، دریاب، حیدری، صرافان و مختاری و..) که برخی از دوستان قدیمی ایشان محسوب می‌شدند یک دستگاه ماشین وانت بار در اختیار ایشان می‌گذارند تا با آن کار کند که این کار ۱ سال بیشتر دوام نداشت و با فروش وانت توسط مالک آن مجدداً استاد بی کار می‌شود. در آن مقطع شرکت راه و ساختمان رشه برای انجام پروژه‌ی جاده‌ی کازرون- راهداری به کازرون آمده بود. لذا ایشان در آن شرکت مشغول به کار می‌شود بعد از خاتمه‌ی کار این شرکت مرحوم فیثا به سال ۱۳۶۰ الی ۱۳۶۳ در شرکت بوشهر گچ وابسته به بانک صادرات استان بوشهر مشغول به کار می‌گرددو بعداز آن از سال ۷۰ تا ۷۵ به عنوان کارشناس مسؤول امور اداری مشاورانرشیمی در پروژه‌ی احداث فاز دوم پالایشگاه کنگان مشغول به کار می‌گردد و در مرداد ماه سال ۱۳۷۵ هم از طریق سازمان تأمین اجتماعی تهران باز نشسته می‌شود.
-شادروان محمد علی فرشته حکمت قبل از انقلاب در بهار سال ۱۳۵۷ به همراه جمع چهل نفر دیگر توسط شهربانی کازرون دست‌گیر و به زندان عادل آباد شیراز منتقل گردیدند که با اوج گیری انقلاب اسلامی ایران به همراه سایر زندانیان سیاسی آزاد شدند.
زمان بازنشستگی برای شادروان فرشته حکمت بسیار سخت بود. به تعبیر خودش بازنشستگی همیشه بوی مرگ می‌دهد و من از استشمام این چنین بویی بیزارم. لذا در این دوران قلم به دست گرفتم تا بنویسم که نمیرم. شوق ذاتی خواندن و نوشتن که در عنفوان جوانی در من نهادینه بود در سن ۶۰ سالگی با جوشش حیرت آوری در من فوران کرد و آنی راحتم نمی‌گذاشت، تا سال ۷۸ پوشه ها از نوشته ها پشته کردم. استاد در شهریور ماه ۷۸ از کازرون به شهرستان کرج مهاجرت می‌کند. در همین سال‌ها کتاب مویه‌ی زال( مجموعه داستان) ایشان چاپ و منتشر می‌گردد که در سال ۱۳۸۲ توسط انجمن ادبی بامداد وابسته به مؤسسه‌ی فرهنگی هنری گلستان برگزیده و جایزه‌ی نقدی و لوح افتخار به آن تعلق می‌گیرد. سایر آثار منتشر شده‌ی استاد محمد علی فرشته حکمت عبارت است از: شستشو در باد(مجموعه شعر) ، امشب یا هرگز، شلیک پنجم(مجموعه داستان)، گرازها و مجموعه شعرهای دیگری تحت عنوان بوته‌های شعله ور، امشب یا هرگز، حرفی برای گفتن ، چشم‌های عسلی، پشت شیشه های کور و آثار دیگر- قابل ذکر است که سایت تبیان در خصوص رمان گرازها مصاحبه‌ای با مرحوم فرشته حکمت داشته که از طریق جستجو در فضای مجازی قابل دسترسی است.
-در سال های اخیر شادروان استاد محمدعلی فرشته حکمت رمانی در دست تهیه داشت در خصوص ابتدا تا انتهای شکل گیری خاندان حکما که متأسفانه اجل مهلتش نداد و این کار به سرانجام نرسید.
به هر حال مرحوم محمد علی فرشته حکمت مصداق جریان رودی است که آرام اما پنهان در زیر انواع غبارها و با سکوتی عجیب حرکتی روان داشت که بنا به اقتضای سنت خدا در این دنیا بالاخره هر شروعی و تولدی ، پایانی و مرگی خواهد داشت و هر رودی هم نهایتاً به دریایی خواهد پیوست. ان‌شاءا…که روحش شاد و قرین درگاه الهی باشد

مطلب پیشنهادی

فرشاد فرشته حکمت/ حافظ و گوته

اکران نخستین مستند حافظ و گوته اثر کارگردان کازرونی در سینما حقیقت

به گزارش شهرسبز، فرشاد فرشته‌حکمت، کارگردان نام آشنای کازرونی و از مستندسازان با سابقه کشور، …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.