خانه / استان / انتخابات مجلس شورای اسلامی؛ بایدها و نبایدها؛ مشکلات و معضلات
انتخابات مجلس شورای اسلامی

انتخابات مجلس شورای اسلامی؛ بایدها و نبایدها؛ مشکلات و معضلات

علی اکبر فرشته حکمت
علی اکبر فرشته حکمت

مشکل در انتخابات از آن‌جایی آغاز می‌گردد که از طرفی نامزدان انتخاباتی شفاف، نمی‌گویند دنبال چه هستند؟ چه توان مندی و تخصصی دارند؟ با قوانین و وظایف نمایندگی مجلس چقدر آشنایند؟ پایبندی‌شان به قانون اساسی و قوانین جاری کشور تا کجاست؟ وَ قِس علی هذا!! از طرف دیگر اغلب انتخاب کنندگان هم با هدف و غرض منطقی دنبال نامزد موردنظرشان نمی‌روند! خواسته‌ها و نیازمندی‌های جامعه و محیط خود را بی رو در بایستی و قاطع و شفاف با نامزدهای حاضر در صحنه‌ی انتخابات در میان نمی‌گذارند! در هر دوره‌ای یکی از نیازهای شاخص شهر و شهرستان عَلم می‌شود و قول و فعل و تقیّد نامزدان انتخابات را به انجام آن محک می‌زنند! جاده‌ی مستقیم شیراز کازرون، تونل بناف، تونل محرم، پتروشیمی، وضعیت تالاب پریشان، بیمارستان و اخیراً بحث تقسیمات شهرستان و تونل دیکانک هر یک موضوعاتی بوده که در ایام انتخابات مطرح ‌شده است. تقریباً تمام یا اغلب نامزدهای نمایندگی و ایضاً منتخبان، در اجتماعات انتخاباتی و تبلیغاتی مجموعه‌ای بایدها و نبایدها را در نطق خود می‌آورند به طوری که اگر لغت باید را از متن سخنرانی‌ها و سخنان آن‌ها حذف شود، صحبت‌هایشان به انشایی مُشبّه می‌ماند که هیچ معنی و مفهومی نمی‌رساند! واقع امر این که برخی نامزدها و منتخبان برای جلب آرای مردم به انواع بازی‌ها متوسل می‌گردند. شکل و نوع بازی‌ها هم در مقاطع زمان مختلف مُتناسب با آبشخور فرهنگی و اجتماعی و سیاسی و اقتصادی و نیازمندی‌های عمومی متفاوت است. زمانی نامزدها سعی می‌کردند از لغت مستضعف و دار و ندار مردم بگویند! حتی مکان ستاد انتخاباتی و ابزار آن‌را به گونه‌ای ترتیب می‌دادند که شائبه‌ی پول‌داری و ثروتمندی و سرمایه‌داری و مُرفه بودن ایجاد نکند! چقدر دم از پابرهنه‌ها و چقدر از خط امام و اسلام ناب و ایثارگران حرف می‌زدند و فخر می‌نمودند! چقدر از این نردبان‌ها برای بالا رفتن به کرسی نمایندگی و ریاست و منصب بالا رفتند! حالا چی؟! کجاها در کدامین شمال شهرهای بزرگ و در چه منازلی مسکن گزیده‌اند! و البته با چقدر درآمد و حقوق نجومی!! نامزد نمایندگی مجلس امروزه با کت و شلوار (برای کاندیدای مرد) و فلان شکل مانتو و آرایش و روسری (برای کاندیدای خانم) باید خود را بنماید تا مقبول افکار عمومی قرار گیرد! بر مرکب و خودروهای گران قیمت با راننده‌ی متشخص باید سوار شود! ستادهای انتخاباتی در مجلل‌ترین مکان با شیک‌ترین صندلی و پذیرایی‌های آن‌چنانی برپا می‌گردد! هنگام حضور در اجتماعات می‌بایست جمعیت کثیری او را همراهی کنند و اگر غیر از موارد فوق رفتار کند دون شأن و منزلت نامزدی نمایندگی رفتار کرده است! راستی برای تردد در شهر و خارج از شهر باید ده‌ها و صدها خودروهای قطار مانند به دنبال جناب یا خانم دکتر یا مهندس باشند! خوب این‌ها پول و هزینه هم لازم  دارد از کجا باید تأمین گردد؟!! چشمش کور! دنده‌اش نرم! اگر دارد بیاید و اگر ندارد به متمولینی متوسل و مُتمسک شود! و بالاخره اگر عِده و عُده ندارد نیاید! زیرا که لازمه‌ی اصلی کاندیداتوری و توفیق حضور در صحنه‌ی انتخابات و رأی آوری همانا فراهم بودن اسباب و لوازم فوق‌الاشاره است. البته از توان مندی‌ها همان عناوین دکتر و مهندس و از سایر شایستگی‌ها همان حاج و آقا و آغوآغو و خان خان کافی است! بنده خدایی می‌خواست با سرمایه چند میلیون تومان وارد صحنه‌ی انتخابات شود به او گفتند: مگر با این پول می‌توانی راهی مجلس نمایندگی شورا شوی؟!!

در این جا صاحبان قلم و مِنبر و وعظ و اهل علم و دانش و فرهنگ و خواص ریز و درشت جامعه را مورد خطاب قرار داده و به آنان هُشدار می‌دهیم شما و شماها در تغییر ذائقه‌ی مردم و رأی دهندگان مسؤول و مُقصر نیستید؟! خدا وکیلی پاسخ دهید اگر دو نامزد وارد محفلی شوند به گونه‌ای که تعداد همراهان و خودروهای بدرقه کننده‌ی آن‌ یکی از دیگری بیشتر و چشم‌گیرتر باشد شما کدامین را پیروز می‌پندارید؟! فلانی خودش و فقط چند نفری وارد فلان مسجد و مکان شدند! از همین جا معلوم است که رأی ندارد. آدم خوبی و توان مندی هم هست، اما رأی ندارد! بهتر است رأی خودمان را خراب نکنیم، به همان رَجُلی رأی دهیم که خَدَم و حَشَم زیادی دارد!!! هم او که محل ستاد انتخاباتیش شلوغ‌تر و بر و بیای زیادی دارد! جالب این که فردی تا دیروز بین ما به صورت معمولی و عادی رفت و آمد داشته و زندگی می‌کرد. اگر فردا روز انتخابات تصمیم گرفت ثبت نام کند و وارد صحنه‌ی مبارزات انتخاباتی شود از گوشه و کنار صدا بلند می‌شود که: نگاش کُن تا دیروز تو بازار و مدرسه و اداره و شهر و روستا بود و پَرسه می‌زد حالا می‌خواد نماینده‌ی ما شود؟! انگار نماینده شدن الکی است!!

لذا تصور عمومی این گونه شکل گرفته که نامزد انتخابات باید ساکن فلان شهر بزرگ و ترجیحاً ساکن تهران باشد و یا در فلان نهاد بالادست دولتی سمت و عنوانی کسب کرده باشد! متأسفانه کم‌تر به ویژگی‌های علمی و سوابق کاری و فرهنگی و تعهدات دینی و اخلاقی و وفای به عهد و پیمان و توان مندی پی گیری امور، پاک دستی خود و اطرافیان و اعوان و انصار نامزد نمایندگی توجه می‌شود و شوربختانه‌تر این که در راستای مدرک گرایی و مدرک محوری موجود در کشور داشتن مدارج تحصیلی با عناوینی مثل دکتر و مهندس و ارشد فلان رشته و حقوق دان و چی چی دان و… هم به تشریفات انتخابات افزون شده است!! بالطبع اگر نامزد نمایندگی مجلس شورا در کنار ویژگی‌های مثبت فوق‌الاشاره دارای مدارج علمی و تحصیلی کاربردی و عملیاتی هم باشد توان مندی او برای حضور در مجلس شورا دو صد چندان هم خواهد بود.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.