
شیشه عمر بسیاری از رسانههای وطنی در سال ۹۸ میشکند. کمبود نظارتها و فقدان حمایتها عرصه را بر اهالی مطبوعات تنگ کرده و گرانی چاپ و مواد اولیه به همراه مافیای کاغذ سبب میشوند بسیاری از مطبوعات ایران کرکرهها را پایین بکشند و عطای خدمترسانی در عرصه تحلیل و اطلاعرسانی را به لقایش ببخشند. بخش خصوصی هم آنقدر ناتوان و بی رمق شده که توانی برای تبلیغات رسانهای و اسپانسرینگ نداشته باشد و از آگهیهای بخش دولتی هم خبرهای خوشی به گوش نمیرسد.
اینک اهالی مطبوعات و اصحاب رسانهها به حال خود رها شدهاند و انگار بودن یا نبودن آنها دیگر اهمیت چندانی برای هیچ کس ندارد…
میدانیم جهان امروز متعلق به رسانههاست و جهتگیریها و اعلام مواضع آنها به راحتی بر ضمیر آشکار و نهان مخاطبان مینشیند و مردم را به سمت و سوی صواب و دلخواه رهنمون میسازد. با در نظر گرفتن این حقیقت، شاهد هستیم که صفحات روزنامههای وطنی یکی پس از دیگری آب میروند و آتش تعدیل نیرو که پیش از این به جان صنایع و خطوط تولید کارگاهها و کارخانهها افتاده بود، اینک گریبانگیر رسانههای مکتوب و مجازی شده است. حال این پرسش مطرح میشود که چه کسانی و چه جریانهایی از غیبت مطبوعات متعهد ایران منتفع میشوند و جای خالی آنها با چه آلترناتیوهایی پر خواهد شد؟
به طور حتم رسانههای خودفروخته و جریانهای معاند آن سوی آبها، از غیبت مطبوعات وطنی سر از پا نمیشناسند. با گذشت ایام و با خلأهایی که در حوزه اطلاعرسانی به وجود میآید، قلمرو رسانههای غیرخودی در فضای بیدر و پیکر مجازی گسترش یافته و آنها موفق میشوند طیفهای خاکستری جامعه را به زیر سلطه بگیرند. به همین ترتیب بازار سیاهنمایی، امیدزدایی و دسیسهها علیه ملت ایران شدت خواهد گرفت و غلبه بر آنها کار چندان سادهای نخواهد بود. با غیبت مطبوعات و رسانههای داخلی در عرصه اطلاعرسانی، به نوعی خلعسلاح خواهیم شد و در عرصه جنگ نرم، ابزار خود از دست میدهیم.
با مشاهده هزینههایی که کمر مطبوعات را در هم شکسته، به طور حتم در سال جاری شاهد از میان رفتن بسیاری از روزنامهها خواهیم بود. در ابتدا برای جریانهای نوشتاری مستقل چارهای جز بخشیدن عطای رکن چهارم دموکراسی به لقایش نمیماند و پس از آن، نوبت به رسانههای جناحی خواهد رسید. در این میان، پرسشی به ذهن متبادر میشود. به راستی کدامیک از جریانهای رسانهای بیشترین حجم خدمتگزاری را به مردم ارائه میکنند؟ رسانههای راست و چپ به دلیل آنکه از سوی احزاب خود مورد حمایتهای اسپانسرینگ قرار میگیرند، نخواهند توانست لغزشهای احتمالی آنان را به باد نکوهش گرفته و چارهای جز اختیار سکوت در برابر خطاها و خروج از اعتدالها ندارند. این در حالیست که رسانههای مستقل هماند دیدهبانی تیزبین و مدعیالعمومی منصف، به وقایع اتفاقیه نگریسته و با هر واژه و عبارتی که به رشته تحریر درمیآورند، سودای رجعت به مدینه فاضله را خواهند داشت. به همین دلیل، قربانی شدن مطبوعات مستقل عذاب الیمی برای کشور به حساب میآید.
البته بسیاری از اهالی مطبوعات هم اشتباههای استراتژیکی مرتکب شدند. حمایتهای دولتی و اسپانسرینگ صنایع کلان در گذشته، سبب شده شماری از رسانهها به مشکلاتی که مردم با آنها دست و پنجه نرم میکنند اعتنایی نداشته باشند و رسالت اصلی خود را که همانا جانبداری از مردم و به ویژه دهکهای فرودست است از یاد ببرند. به همین دلیل، امروزه گسل عمیقی میان مردم و مطبوعات به وجود آمده و روزنامهها عملاً از سبد فرهنگی خانوار حذف شدهاند. در این وانفسا، راهکار عبور از بحران چیست؟ به نظر میرسد دولت باید اقدامات مؤثر و گامهای عملی مقتدرانهای را برای حمایت از رسانههای مکتوب و مجازی در دستور کار قرار دهد و از زوال بیش از پیش آنها جلوگیری کند. در نظر داشته باشیم یکی از شاخصههای محبوبیت دولتها، به آمارهایی بازمیگردد که در زمینه توقیف فیلم، تعطیلی مطبوعات و برگزار نشدن کنسرتها ارائه میشود. در این زمینه، دولتهای یازدهم و دوازدهم آمار خوبی از خود به جای گذاشته و این در حالی است که تعطیلی گسترده مطبوعات به دلیل مشکلات مالی، همه معادلات پیشین را در کارنامه دولت تدبیر و امید بر هم خواهد زد.
در گام دوم، رسانههای مکتوب و نوشتاری برای زنده ماندن چارهای جز بازگشت به سوی مردم ندارند. رسالت ذاتی و استراتژیهای اقتصادی، بر رسانهها حکم میکند اهتمام مضاعفی بر بازتاب مشکلات مردمی داشته و دغدغههای جامعه را به منافع شخصی و جناحی خود ترجیح دهند. به این ترتیب، شاید مردم به سوی مطبوعات بازگردند و روزنامهها دوباره در سبد فرهنگی خانوار قرار بگیرند. امید میرود شیشه عمر رسانهها از مهلکه ۹۸ به سلامت عبور کند و بیش از این شاهد پایین آمدن کرکره مطبوعات به دلیل بیثباتیها و ابربحرانهای اقتصادی نباشیم.
راستی از سلاطین کاغذی چه خبر؟ مطبوعات شیراز به عنوان پایتخت فرهنگی ایران، در چه وضعیتی به سر میبرند؟ چه کسی پاسخگوی دغدغه معاش خانواده روزنامهنگاریست که به دلیل وضعیت دشوار اقتصادی در معرض امواج مهلک تعدیل نیرو قرار گرفته است؟ در صورت تعطیلی جراید، اهالی مطبوعات باید به چه شغلی روی بیاورند؟ آیا کسی به بیکاری قشر زحمتکش رسانهها که گرافیست و ویراستار و تایپیسیت و کارگران چاپخانه و موزعها هستند، فکر میکند؟ چرا اشتراک ادارات دولتی رویه زوال میپیماید؟ راستی از سلاطین کاغذی چه خبر؟ ۹۸ سال سیاه اهالی رسانه و به ویژه مطبوعات مستقل است. انگار اهالی مطبوعات و اصحاب رسانهها به حال خود رها شدهاند و بودن یا نبودن آنها دیگر اهمیت چندانی برای هیچ کس ندارد. برای هیچ کس…
سعیدرضا امیرآبادی
هفته نامه شهر سبز سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، هنری، اقتصادی، ورزشی، ادبی استان های فارس، بوشهر و کهگیلویه و بویراحمد