به نام خدا
ریحانه رهنورد: مساحت عظیمی از تپههای واقع در خیابان شهید براتی چند روز پیش طعمه حریق شدند. خبرگزاریها به همین تیتر بسنده کردند و چند عکس از آتشسوزی درختان زیتون. رسانهها خیلی کم نوشتند و کوتاه آمدند نسبت به این مساله. فقط از دمای بالای هوا گفتند و وزش باد. اما برای منی که این تپه منظره اتاقم است نمیتوانم فقط بگویم باد و گرما. در غیرعمدی ترین حالت ممکن میگویم فیلتر سیگار ولی تجربهام میگوید عامل انسانی و کبریت.
من اهل مرزیترین حاشیه شهرم و خانهام بین زمینهایی است که هنوز خانه نشدهاند. پس با علفهای خودرو بیگانه نیستم و سرنوشت محتومشان را از برم. قرن بیست و یک و علم از بین بردن بی ضرر خس و خاشاک هنوز به این منطقه نرسیده و سرانجام علفهای جامانده از بهار هم چنان کبریت است و دوده و خاکستر. همین الان که دارم این متن را مینویسم هم بوی دود میآید و معلوم است که همین حوالی باز زمین خشکی را آتش زدهاند. این تنها استراتژی از بین بردن خار و خاشاک این منطقه است. با این روش هی دوده و خاکستر از کانال کولر پخش میشود روی زندگیمان و دود خفه کنندهاش در این گرما میپیچد توی نفسهایمان و حتما میدانید که جانوران، دود زده که بشوند بیرون میآیند و متفرق میشوند؟ بنابراین پس از آتشسوزی سر و کله مار و عقرب و هزارپا در خانههای مجاور پیدا میشود و این حقالناسها و حق موجودات بیزبان به گردن کیست؟ آیا غیر از کسی است که دست به کبریت برده؟
حالا همه این ها به کنار، زشت شدن قیافه شهر و بدبویی و خاکسترها و سیاه شدن خانه زندگی ها هم هیچ. ولی کسی که این روش را برای تپههای خیابان براتی (که حتی شهرداری یک اسم درست هم برای این محیط گردشگری جذاب نگذاشته) پیاده کرده است آیا فکر نکرد که این تپه درخت دارد و درخت جان دارد و این درخت ها به خودی خود دارند در این گرما جان میدهند پس نمی توانند آتش را تاب بیاورند؟ به زیبایی و سرسبز شدنی که این درختها به تپه داده بودند، به اکسیژن و میوهها و ثمراتش فکر نکرد؟ از همه مهم تر آیا نگفت دارد موجود زندهای را، موجود زبان و پابستهای را میکُشد و به جهنم میرساند؟ وجدانش درد نگرفت از ظلم به درخت میوه دار؟ از این گناه؟
این روش آتش زدن در تپههای پادگان هم پیاده میشود، در زمینهای زراعی و هر جا که علفی به مرز خشک شدن رسیده باشد، اما بحث درختِ تر فرق میکند. میدانم کسانی که این کار را میکنند متن مرا نمیخوانند؛ اما من باید راجع به این موضوع مینوشتم تا مبادا بخاطر نگفتنم و سکوتم در کار آنها شریک شوم و قضیه تر و خشک سوختن به سرنوشت من هم برسد.
ریحانه رهنورد
هفته نامه شهر سبز سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، هنری، اقتصادی، ورزشی، ادبی استان های فارس، بوشهر و کهگیلویه و بویراحمد