شهرتم دلشوره، اسمم آدمک صیرتم سیراب و دستم بی نمک تا گشودم سفره دل پیش دوست با کمال سادگی خوردم کَلَک آسمان صاف دل ابری شد و از قضا برداشت با رعدی تَرَک ناگهان شب آمد و باران گرفت گوشه چشمان حسرت نَم نَمک روی دوشم کرد سنگینی غمی خنده هایم غصه دار و بانمک دلخور از فکر پلید این …
توضیحات بیشتر »
هفته نامه شهر سبز سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، هنری، اقتصادی، ورزشی، ادبی استان های فارس، بوشهر و کهگیلویه و بویراحمد