خانه / بایگانی برچسب: ادبی

بایگانی برچسب: ادبی

“سفره دل”

شعر و ادب پارسی

شهرتم دلشوره، اسمم آدمک صیرتم سیراب و دستم بی نمک تا گشودم سفره دل پیش دوست با کمال سادگی خوردم کَلَک آسمان صاف دل ابری شد و از قضا برداشت با رعدی تَرَک ناگهان شب آمد و باران گرفت گوشه چشمان حسرت نَم نَمک روی دوشم کرد سنگینی غمی خنده …

توضیحات بیشتر »

«برخوان سعدی» برگزار شد

همایش برخوان سعدی/ عکس: طاهره کریمی خرمی

ششمین نشست از سلسله‌ نشست‌های سعدی‌شناسی با عنوان «برخوان سعدی» با سخنرانی دکتر زرین تاج واردی، پژوهشگر و استاد دانشگاه شیراز در سازمان اسناد و کتابخانه ملی مرکز فارس در سرای سخن برگزار شد. به گزارش طاهره کریمی خرمی/ خبرنگار شهرسبز ؛در این نشست که توسط انجمن فرهنگ و ادب …

توضیحات بیشتر »

خالق رمان گرازها درگذشت

رمان گرازها/ محمدعلی فرشته حکمت

به گزارش شهرسبز به نقل از کازرون نما، محمدعلی فرشته حکمت از خانواده اصیل و ریشه دار کازرونی است که عمر ایشان در راه اعتلای فرهنگ و ادب و هنر این مرزبوم سپری شد و کتاب هایی همچون “اقتباس در سینما”، “شستشو در باد”، “گرازها”(رمان) و چند مجموعه داستان کوتاه …

توضیحات بیشتر »

سوگ حسین و شاعران پارس/ در حال تکمیل

شعر عاشورا

محرم از راه رسید، ماه سوگ آزادمردی که برای دادخواهی و علیه ستم پیشگی برخواست. بر آنیم تا اشعار شعرای پارسی گوی فارس نشین را که به احترام و در سوگ بزرگ آزاده تاریخ بشریت حضرت سیدالشهدا(ع)، سروده اند را در این جا گردآوریم. و این است سرودگان شاعرانی که …

توضیحات بیشتر »

بومی سازی یا آداپتاسیون یا اداپتیشن در نمایش

تئاتر

بومی سازی یا آداپتاسیون یا اداپتیشن هر سه به معنای ترجمه متن یا اثری به زبان بومی غیر از زبان اصلی اثر است در این روند طبیعتا با توجه به تفاوت شرایط اجتماعی ،سیاسی و فرهنگی جامعه مبدا و جامعه مقصد، هنرمند در روند این تبدیل زبان شرایطی را مربوط …

توضیحات بیشتر »

“روزهای سرد”

شعر و ادب پارسی

من احساس حقارت میکنم ازاینکه میبینم هنوزم غصه دار روزهای سرد دیرینم من احساس اسارت میکنم از درد امروزم که هردم میدهد دلشوره ایی آرام تسکینم ندارد ذهن من گنجایش افکار تودرتو گهی ازبازی چرخ و فلک بسیار غمگینم بترسم با تمام باورم ازلطف معشوقی که بی منت مداوا مینماید …

توضیحات بیشتر »

حماسه حسین (ع)

امام حسین

محمدحسین برزویی؛ داستان ۱۲۴- مثنوی معنوی حافظ : در زلف چون کمندش ای دل مپیچ کانجا                       سر ها بریده بینی بی جرم و بی جنایت گذر زمان جسم انسان را فرسوده می کند ، انسان می داند زمان او را فرسوده و فرتوت و در نهایت فانی و نابود می …

توضیحات بیشتر »